غم غربت

باز هم ای کاش
۲ خرداد , ۱۳۸۳
تنهایی,رفتن
وقت رفتن
۲۲ خرداد , ۱۳۸۳
سفر,تنهایی,غم غربت

ــ غم غربت، غم غربت!

ول کن این حرفها رو؛ این مزخرفات و چرت و پرتها چیه که بلغور می کنی؟!

نوستالژیا، نوستالژیا!

اینها همه اش خرافاته؛ اصلاْ مگر میشه که یک نفر از یک احساس بمیره؟!

به نظر من که همه اش دروغ و ساختگیه!

ــ خوب تو اگر قبول نداری و باورت نمیشه، میتونی منتظر بمونی و صبر کنی تا و قتیکه حضرت عزراییل سر برسه!

آنوقت اگر توانستی ثابت کنی که موطن اصلیت همین جاست و غم هیچ سرزمین دیگری را در سینه نداری؛ او هم راهش را می کشد و از همان مسیری که برای قبض روح کردنت آمده بود، برمی گردد!

و تو تا ابد الدّهر باقی خواهی ماند!!!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *