معجزه

15 سپتامبر , 2004
انتظار

در آرزوی معجزه

روزها و شبهای مدیدی است که چشم به آسمان دوخته ام؛ در انتظار آرزویی دیرین، چشم انتظار یک معجزه؛ تنها یک معجزه، خدایا فقط یک معجزه، خداوندگارا تنها معجزه ای کوچک برای من؛ معجزه ای کوچک که برای تو تنها یک چشم بندی کودکانه است؛ چشم بندی کوچکی که مرا از دام تنهایی رها می کند؛ آخر من هم از نوع بشرم و اسیر این درد مسریِ تلخ و نکبت بار و گاهی هم خوشایند. […]
4 می , 2014
قله دماوند - عکاس: علیرضا امیدوند (علی سرچشمه)

خداوند، دماوند و معجزات کوچک

خیلی پیش آمده که ناامید و خسته از دنیا، خسته از هر چیزی که دور و اطرافم می‌گذرد و خسته از همه‌ی آدم‌ها؛ خودم را در مسیر جاده‌ها انداختم و رفتم و رفتم. رفتن نه برای رسیدن به جایی، رفتن فقط به نیت رفتن و همیشه آرزو کردم که ای کاش این راه‌ها انتها نمی‌داشتند و هیچ وقت به هیچ کجا نمی‌رسیدند. وقتی توی چنین حس و حالی گرفتار می‌شوم تنها دلم می‌خواهد که بروم […]