ماه را دوست دارم

دخترک
آن‌ها ندیدند
۱۹ مهر , ۱۳۸۳
تنهایی
من می‌خشکم
۱۹ مهر , ۱۳۸۳
ماه
این روزها، جک جک گنجشکهای صبحگاهی هم با غار غار کلاغهای پاییزی در آمیخته؛ دیگر حتّی خورشید هم به موقع بر سر قرارش حاضر نمی شود؛ پس چگونه باید حضور صبح را باور کنم؟! ماه را امّا من دوست می دارم؛ همیشه برایم ناز می کند و ذرّه ذرّه حجاب از صورت ماهش می گیرد تا بهتر بشناسمش، تا بهتر محوش شوم. امّا این شبها او را هم کمتر می بینم، دلم را اندوه تردید گرفته است؛ آیا او به راستی ماه است؟!

پاسخی بگذارید