در آستانه نوروز و آغاز سال جدید، دریچهای نو به روی ما گشوده شده است. من که اکنون در آغاز سال چهل و سوم از عمرم قرار دارم، با همراهی همسری که در تمام این سالها به من یاری رسانده و فرزندی که نازنین دلم است؛ پس از سالی پر از چالش و سختی؛ اکنون در آستانهی تغییر قرار دارم. تغییری که شاید فرصتی باشد تا از تجربیات گذشته درسهایی بگیرم و حتا با دیگران به اشتراک بگذارم.
سال گذشته [مانند بسیاری از مردمان سرزمینم] برایم مانند راهی سنگفرش بود؛ روزها با دغدغههای شغلی، اقتصادی و خانوادگی پر شده بودند و شبها در سکوت، دردها و فشارهای زندگی در دلم نقش بسته بودند. در میان این سختیها، همسرم با صبوری و مهربانیاش همچون چراغی روشن، مسیرم را روشن میکرد. نگاه او و حضور گرمش یادآور این بود که در کنار سختیها، عشق و همراهی میتواند نیرویی برای ادامه راه باشد.
هر روز که با مشکلی جدید روبرو میشدم، میدیدم که تنها نیستم. بسیاری از مردم با وجود تمام دشواریها، همچنان سرپا مانده و با تلاش به سوی فردا حرکت میکنند؛ به امید این که فردا مانند امروزشان نباشد. این مقاومت جمعی، به من یادآوری کرد که در هر شکستی و در هر پرتگاهی، درسی برای رشد و بلوغ وجود دارد. در میان کوهی از اندوههای سنگین، لحظات کوچکی از شادی و آرامش نیز موج میزد؛ لبخندهای فرزندم که فارغ از تمام دنیا و مشکلاتش است؛ یادآور این بود که در سختترین شرایط [حتا آن جایی که فکر میکردم پایان همه چیز است و باید رفت]، میتوان دلیلی لبخند یافت.
تجربیات این سال، مرا بر آن داشت تا به ارزشهای واقعی زندگی فکر کنم؛ ارزشهای که پس پردههای چشم مادیمان پنهان شدهاند و فرای هر چیزی هستند. از هر چالش، درسهایی آموختم؛ از شکستهایی که باعث شد دوباره برخیزم تا از امیدی که در دل هر انسان موج میزد، قوت بگیرم. در لحظاتی که در میانهی شبها طولانی و تنهایی، مرا فرا میگرفت؛ به یاد روزهای روشن کودکی خود میافتادم. آن روزهایی که من نیز فارغ از این دنیا بودم و حتا در سختی، نوری از شادی در دل داشتند. خاطرات به من نشان دادند که هر درد و هر سختی، میتواند آغازی باشد برای پیدا کردن راهی دوباره به سوی خوشبختی. خاطراتی که گوشزد میکردند که این نیز خواهد گذشت.
در هر قدمی که در این مسیر پر فراز و نشیب برمیداشتم، شاهد تلاش و مقاومت دیگران نیز بودم؛ مردمانی که با تمام وجودشان به مبارزه با مشکلات پرداختند و با شهامت فراوان از درون سیاهیها گذر کردند. همهی اینها، تصویری از قدرت بیپایان انسان در برابر سختیها به من ارایه داد. دریافتم که هر چقدر هم شرایط دشوار باشد، صبر، امید و تلاش میتواند راهگشا باشد.
همسرم که در کنارم بود، نه تنها شریک زندگی بلکه معلمی مهربان شد و با کلمات دلنشین و نگاه امیدبخشش، به من آموخت که نباید اجازه دهم سختیها، عشق و امید را در دل من خاموش کنند. حضور او یادآور این بود که در کنار هم بودن و پشتیبان هم بودن، میتواند پیمودن مسیر را آسان کند و هر زخمی را التیام بخشد.
فرزندم نیز، با معصومیت و شادی سادهای که در چهرهاش موج میزد، به من نشان داد که آینده همیشه جایی برای امید دارد. نگاه او، یادآور این نکته بود که حتا در دل تاریکی، نور امید میتواند از عمق دلها بدرخشد. او به من یادآوری میکرد که زندگی، با تمام سختیهایش، ارزش تلاش و امید را دارد. آموختم، تا وقتی کودکی در این دنیا گام بر میدارد، امید هم هست.
با نگاهی به گذشته و با قلبی پر از سپاس از درسهایی که آموختم، امروز آمادهام تا به سوی فردایی روشن گام بردارم و این همان تغییر است. سختیهای سال گذشته نه تنها ما را به چالش کشیدند، بلکه فرصتی شدند برای یادگیری و رشد. هر قطرهی اشک، هر لحظهی درد، بذرهایی از امید را در دل ما کاشتند که اگر به آنها توجه کنیم، روزی به شکوفایی خواهند رسید.

نوروز [به ویژه نوروز امسال] برای من نمادی از شروع دوباره است؛ فرصتی برای بازسازی روح و جسم، برای نو شدن و بازنگری در زندگی. این سال نو پیامی برای من دارد: هر سختی پایان راه نیست و هر شکستی میتواند آغازی برای پیروزیهای تازه باشد. در کنار خانواده و عزیزان، میتوانیم با عشق، ایمان و تلاش، بر هر مشکلی غلبه کنیم.
امیدوارم که سال جدید برای همه ما، سالی پر از آرامش، موفقیت و تجدید حیات باشد. بیایید از هر شکستی درس بگیریم و بدانیم که در دل هر تاریکی، نوری از امید نهفته است. این پیام، پیام یک انسان است که از پس تمام مشکلات، با امید و عشق دوباره برخاست و با قلبی آرام به استقبال فردای روشن رفت.
در پایان، از شما دعوت میکنم تا با همدلی و تلاش، زندگیای بسازیم که در آن هر لحظه ارزشمند باشد و هر سختی، فرصتی برای رشد و شکوفایی. سال نو را با امید به فردایی روشن آغاز کنیم و بدانیم که هر پایان، شروعی تازه است.