روزگار تلخ …
صدای خرد شدن استخوانهایمو نالهی دریده شدن روحم رازیر بار گناه میشنومقلبم…
بدون نام، بدون شرح
باورها سوختند امیدها باختند غرورها شکستند آرزوها …؛ امشب همه چیز به…
باران
شب است باران میبارد خشم و رحمت توأمان میبارد میبارد، میشوید، میسازد؛…
در آرزوی معجزه
روزها و شبهای مدیدی است که چشم به آسمان دوختهام؛ در انتظار…