راهبران اجتماعی دیگر قهرمانانی در حاشیه نیستند، بلکه پارادایم قطعی مدیریت در قرن بیست و یکم هستند. رهبری اجتماعی با تکیه بر پژوهشهای معتبر و برنامههای آموزشی جهانی، امروز تبدیل به یکی از مهمترین رویکردهای رهبری شده است. این مقاله بررسی میکند که چرا مدلهای سنتی کسبوکار در مواجهه با چالشهای جهانی شکست خوردهاند و چهگونه نسل جدیدی از راهبران اجتماعی، مسلح به تفکر سیستمی و آموزشهای تخصصی از دانشگاههای برتر جهان، در حال ساختن آیندهای هستند که در آن «سود» و «هدفمندی» جداییناپذیرند.
- راهبری اجتماعی چیست و چرا مهم است؟
- پایان یک دوران: چرا مدلهای رهبری سنتی دیگر پاسخگو نیستند؟
- آناتومی یک راهبر اجتماعی: کدگشایی از مهارتهای کلیدی
- زیستبوم جهانی تغییر: فراتر از دانشگاه
- اعداد سخن میگویند: دادههای پشت پرده این انقلاب
- جمعبندی: آینده در دستان راهبران اجتماعی است
- پرسشهای متداول راهبران اجتماعی (FAQ)
در جهانی که با بحرانهای پیچیده و درهمتنیدهای از تغییرات اقلیمی و نابرابریهای عمیق اجتماعی گرفته تا بیثباتیهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، مدلهای کلاسیک رهبری که تنها بر بیشینهسازی سود سهامداران متمرکز بودند، به بنبست رسیدهاند.
این شکست، زمینهساز ظهور یک نسل جدید و تحولآفرین از رهبران شده است: راهبران اجتماعی. این افراد، دیگر یک انتخاب اخلاقی لوکس یا شاخهای فرعی از مدیریت را نمایندگی نمیکنند؛ بلکه استراتژی اصلی برای بقا، رشد و مشروعیت سازمانها در دنیای فردا هستند.
راهبران اجتماعی، معماران آیندهای هستند که در آن موفقیت کسبوکار نه با وجود مشکلات اجتماعی، بلکه از طریق حل آنها تعریف میشود. آنها درک کردهاند که بزرگترین فرصتهای بازار در قرن بیست و یکم، در بزرگترین چالشهای پیش روی بشریت نهفته است. این مقاله به کالبدشکافی این انقلاب در تفکر مدیریتی میپردازد، ویژگیهای این نسل جدید از رهبران را بررسی میکند و نشان میدهد که چهگونه زیستبوم آموزشی جهان، از هاروارد تا آکسفورد؛ برای پرورش این معماران تغییر، متحول شده است.

راهبری اجتماعی چیست و چرا مهم است؟
رهبری اجتماعی یا راهبری اجتماعی از دید علمی یک رویکرد مبتنی بر رابطه و هویت جمعی است که هدفش خلق منافع پایدار برای ذینفعان، جامعه و محیطزیست در کنار عملکرد اقتصادی است. برخلاف برداشتهای شهودی یا شعاری، این مفهوم بر دو ستون پژوهش و عمل بنا شده:
- پایههای نظری معتبر در روانشناسی اجتماعی و مدیریت (مانند «رویکرد هویت اجتماعی به رهبری» و «رهبری مسئولانه»)
- برنامههای آموزشی معتبر جهانی که برای تربیت رهبران اثرگذار در مسایل اجتماعی و سیستمهای پیچیده طراحی شدهاند.
در رویکرد هویت اجتماعی به رهبری۱، رهبری زمانی اثربخش است که بتواند «حسِ ما بودن» ایجاد و نهادینه کند؛ یعنی نمایندهی گروه باشد، منافع جمع را پیش ببرد، هویت مشترک خلق کند و آن را در ساختارها جا بیندازد. این چارچوب در آثار Haslam, Reicher & Platow به تفصیل شرح شده و مبنای مداخلات توسعهی رهبری در سازمانها قرار گرفته است.
در مدیریت و اخلاق کسبوکار نیز رهبری مسئولانه۲ یک ادبیات قوی است که رهبری را پدیدهای «رابطهمحور و اخلاقی» میبیند: رهبر باید شبکهای از روابط معنادار با ذینفعان درون و بیرون سازمان بسازد و ارزشهای مشترک را به عمل تبدیل کند.
چرا اکنون؟ چون دادههای معتبر نشان میدهند ذینفعان از کسبوکارها و رهبران انتظار نقشآفرینی اجتماعی دارند و محیط بیرونی هم پرریسکتر شده است:
- اعتماد عمومی: در گزارش Edelman 2024 «کسبوکار» همچنان «نهاد مورد اعتماد» با امتیاز ۶۳ است (NGO: 59، دولت: ۵۱، رسانه: ۵۰). World Economic Forum
- درگیری/مشارکت کارکنان: بر اساس Gallup 2024، فقط حدود یکپنجم کارکنان در سطح جهانی «درگیر» هستند و «استرس روزانه» در اوج مانده؛ یک سیگنال مهم برای نوع رهبری موردنیاز. PIR
- پیشرفت SDGs: گزارش SDGs 2024 میگوید تنها ۱۷٪ از اهداف روی مسیر تحققاند؛ یعنی نیاز به رهبرانِ قادر به اقدام جمعی و سیستممحور بیشتر از هر زمان است. UNSD
- چشمانداز ریسکهای جهانی: WEF در ۲۰۲۵ چشماندازی «آشفته/طوفانی» را گزارش میکند و روی قطبیشدن اجتماعی، اطلاعات نادرست، نابرابری و مخاطرات اقلیمی انگشت میگذارد. World Economic Forum
- سرمایهگذاری اثرگذار: GIIN اندازه بازار سرمایهگذاری اثرگذار را در ۲۰۲۴ حدود ۱٫۵۷۱ تریلیون دلار برآورد کرده است؛ نشانهای از همگرایی ارزش و ارزشآفرینی اجتماعی در بازارهای مالی. GIINAmazon Web Services, Inc.
این بستر دادهای، نیاز به رهبرانی را تقویت میکند که هم توان راهبری اقتصادی و هم توان راهبری اجتماعی داشته باشند؛ یعنی بتوانند «خلقِ ارزش مشترک» را در عمل نشان دهند.

پایان یک دوران: چرا مدلهای رهبری سنتی دیگر پاسخگو نیستند؟
برای دههها، آموزههای دانشکدههای کسبوکار تحت سیطرهی نظریه میلتون فریدمن، اقتصاددان برجسته، قرار داشت که معتقد بود: «تنها مسئولیت اجتماعیِ یک کسبوکار، افزایش سود آن است.» این دیدگاه، منطق حاکم بر اقتصاد جهانی را شکل داد و مدیرانی را پرورش داد که در بهینهسازی زنجیرههای تامین، کاهش هزینهها و افزایش سهم بازار استاد بودند. اما این مدل، هزینههای پنهان ویرانگری داشت. تمرکز کوتهبینانه بر سود فصلی، منجر به نادیده گرفتن اثرات زیستمحیطی، تشدید نابرابری اجتماعی و فرسایش اعتماد عمومی شد. بحران مالی سال ۲۰۰۸، رسواییهای زیستمحیطی شرکتهای بزرگ و جنبشهای اجتماعی جهانی، همگی زنگ خطری بودند که نشان میداد این پارادایم دیگر پایدار نیست.
مقالات معتبری در نشریاتی چون Harvard Business Review شروع به برجسته کردن مفهومی به نام «سرمایهداری ذینفعان۳» کردند. این دیدگاه استدلال میکند که یک شرکت برای موفقیت بلندمدت، باید ارزشی برای تمام ذینفعان خود خلق کند: کارمندان، مشتریان، تامینکنندگان، جوامع محلی و البته سهامداران. این تغییر فکری، یک شکاف بزرگ در مهارتهای رهبران سنتی را آشکار کرد. مدیرانی که برای دنیای فریدمن آموزش دیده بودند، ابزارهای لازم برای هدایت سازمان در زیستبوم پیچیدهی ذینفعان را نداشتند. آنها نمیدانستند چهگونه «تاثیر اجتماعی» را اندازهگیری کنند، چهگونه با نهادهای مدنی همکاری کنند یا چهگونه مدلهای کسبوکاری طراحی کنند تا ترمیمی و پایدار باشند. این شکاف، تقاضا برای نوع به کلی جدیدی از رهبر را ایجاد کرد: راهبر اجتماعی۴.
آناتومی یک راهبر اجتماعی: کدگشایی از مهارتهای کلیدی
یک راهبر اجتماعی مجموعهای از ویژگیها و مهارتهای منحصربهفرد را در خود دارد که به ندرت در کتب درسی سنتی مدیریت یافت میشود. این رهبران ترکیبی از یک استراتژیست کسبوکار، یک جامعهشناس و یک نوآور هستند.
تفکر سیستمی: دیدن جنگل به جای درختان
مهمترین وجه تمایز یک راهبر اجتماعی، توانایی تفکر سیستمی۵ است. به جای ارایهی راهحلهای مقطعی و سطحی، آنها ریشههای یک مشکل را در یک سیستم پیچیده و بههمپیوسته جستوجو میکنند. برای مثال، یک مدیر سنتی ممکن است برای حل مشکل بیخانمانی، یک سرپناه بسازد. اما یک راهبر اجتماعی با تفکر سیستمی، این پدیده را به عواملی چون سیاستهای مسکن، بهداشت روان، نظام آموزشی و فرصتهای شغلی مرتبط میداند. او به دنبال تغییر «قواعد بازی» در کل سیستم است، نه فقط درمان علایم. همان طور که پیتر سنگه۶ در کتاب کلاسیک خود «اصل پنجم» توضیح میدهد، تنها با درک این ارتباطات پنهان است که میتوان به راهحلهای پایدار دست یافت.
معماری همکاری: قدرت ایجاد پل بین دنیاهای متفاوت
چالشهای بزرگ اجتماعی، مانند تغییرات اقلیمی یا فقر، توسط یک سازمان یا یک بخش به تنهایی قابل حل نیستند. راهبران اجتماعی، استادان همکاری بینبخشی۷ هستند. آنها زبان مشترکی میان دولت (بخش عمومی)، شرکتها (بخش خصوصی) و سازمانهای غیرانتفاعی (بخش مدنی) ایجاد میکنند. آنها قادرند منافع متفاوت این بخشها را در راستای یک هدف مشترک همسو کنند. این مهارت نیازمند هوش هیجانی بالا، توانایی مذاکره و اعتمادسازی است. این رهبران درک میکنند که نوآوری واقعی در مرزهای بین این بخشها اتفاق میافتد.
اندازهگیری آن چه واقعا اهمیت دارد: فراتر از بازده مالی
چهگونه میتوان موفقیت یک پروژه که هدف آن کاهش افسردگی در نوجوانان است را سنجید؟ یک راهبر اجتماعی باید بر ابزارهای مدیریت و اندازهگیری تاثیر (۸IMM) مسلط باشد. مفاهیمی مانند «بازگشت اجتماعی سرمایه» (۹SROI) به سازمانها اجازه میدهند تا ارزش اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی خلقشده را به صورت کمی بیان کنند. این معیارها نه تنها برای جذب سرمایه از سرمایهگذاران تاثیرگذار۱۰ حیاتی هستند، بلکه به سازمان کمک میکنند تا استراتژیهای خود را بهینه کرده و پاسخگوی ذینفعان خود باشند. این یک تغییر بنیادین از گزارشدهی مالی صرف به گزارشدهی یکپارچه است.
تامین مالی نوآورانه: سوخترسانی به موتور تغییر
مدلهای مالی سنتی اغلب برای تامین مالی راهحلهای اجتماعی ناکارآمد هستند. راهبران اجتماعی با ابزارهای تامین مالی نوآورانه۱۱ آشنا هستند. مفاهیمی مانند اوراق قرضهی تاثیر اجتماعی۱۲، سرمایهگذاری خطرپذیر اجتماعی۱۳ و تامین مالی ترکیبی۱۴ به آنها اجازه میدهد تا سرمایههای خصوصی را برای دستیابی به اهداف عمومی بسیج کنند. این رهبران میدانند چهگونه یک «پروندهی تجاری۱۵» قانعکننده برای حل یک مشکل اجتماعی بسازند و سرمایهگذارانی را جذب کنند که به دنبال بازدهی دوگانه (مالی و اجتماعی) هستند.
انقلاب در آموزش: پرورش نسل جدید راهبران اجتماعی
دانشگاههای برتر جهان به سرعت این تغییر پارادایم را تشخیص داده و ساختارهای آموزشی خود را متحول کردهاند. «MBA با تمرکز بر تاثیر اجتماعی» یا «MBA در کارآفرینی اجتماعی» به یکی از پرطرفدارترین و معتبرترین گرایشها برای پرورش راهبران اجتماعی تبدیل شده است. این برنامهها دیگر دورههایی حاشیهای نیستند، بلکه در قلب استراتژی این دانشگاهها قرار دارند.
این برنامههای درسی، فراتر از دروس کلاسیک مالی و بازاریابی، شامل واحدهایی در زمینه طراحی انسانمحور، سیاستگذاری عمومی، اخلاق کسبوکار و رهبری تطبیقی هستند. دانشجویان روی مطالعات موردی واقعی از سازمانهای اجتماعی کار میکنند و در پروژههای عملی در جوامع محلی یا کشورهای در حال توسعه شرکت میکنند.
در ادامه، نگاهی به چند نمونه از پیشگامان این حوزه میاندازیم:
- دانشکدهی مدیریت ییل۱۶: این دانشکده از ابتدا با شعار «آموزش رهبران برای کسبوکار و جامعه» تاسیس شد. برنامهی آن به شدت بر درک نقش کسبوکار در جامعهی بزرگتر تاکید دارد و دانشجویان را تشویق میکند تا دروسی از سایر دانشکدههای ییل، مانند دانشکده محیطزیست یا بهداشت عمومی، بگذرانند.
- دانشکده کسبوکار هاروارد۱۷: ابتکار عمل بنگاه اجتماعی۱۸ در هاروارد بیش از دو دهه است که در زمینهی تحقیق و آموزش در این حوزه پیشگام است. این مرکز به دانشجویان کمک میکند تا مشاغلی را در بخشهای غیرانتفاعی، دولتی و کسبوکارهای ماموریتمحور دنبال کنند.
- دانشکده کسبوکار استنفورد۱۹: با قرار گرفتن در قلب سیلیکون ولی، استنفورد تمرکز ویژهای بر نوآوری اجتماعی۲۰ دارد. مرکز نوآوری اجتماعی آن، دانشجویان را برای استفاده از رویکردهای کارآفرینانه برای حل چالشهای جهانی آماده میکند.
- دانشکده کسبوکار سعید، دانشگاه آکسفورد۲۱: این دانشکده میزبان مرکز کارآفرینی اجتماعی اسکول۲۲ است که یکی از معتبرترین نهادهای جهان در این زمینه محسوب میشود. این مرکز با گرد هم آوردن دانشگاهیان، دانشجویان و راهبران اجتماعی از سراسر جهان، یک زیستبوم پویا برای تغییر ایجاد کرده است.
این برنامهها نه تنها مهارت، بلکه یک شبکه قدرتمند نیز در اختیار فارغالتحصیلان خود قرار میدهند و آنها را به اکوسیستم جهانی تغییر متصل میکنند.
دانشگاه | مرکز/برنامه کلیدی | تمرکز اصلی برنامه |
Yale School of Management | Program on Social Enterprise | رهبری بینبخشی، ادغام کسبوکار و جامعه |
Harvard Business School | Social Enterprise Initiative | مدیریت غیرانتفاعی، رهبری در بخش عمومی |
Stanford GSB | Center for Social Innovation | نوآوری اجتماعی، کارآفرینی مأموریتمحور |
University of Oxford, Saïd | Skoll Centre for Social Entrepreneurship | کارآفرینی اجتماعی جهانی، تغییر سیستمی |
UC Berkeley, Haas | Center for Social Sector Leadership | رهبری در بخش سوم اقتصاد، سرمایهگذاری تاثیرگذار |
زیستبوم جهانی تغییر: فراتر از دانشگاه
پرورش راهبران اجتماعی تنها به دانشگاهها محدود نمیشود. یک زیستبوم جهانی قدرتمند برای حمایت از این رهبران در تمام مراحل سفرشان شکل گرفته است.
- بنیادهای پیشگام: سازمانهایی مانند آشوکا۲۳ که توسط بیل دریتون۲۴، پدرخواندهی مفهوم «کارآفرین اجتماعی» بنیان گذاشته شد، دهههاست که راهبران اجتماعی برجسته را شناسایی و به شبکهی جهانی خود اضافه میکنند. بنیاد اسکول۲۵ و بنیاد شواب۲۶ نیز با سرمایهگذاریهای کلان و برگزاری رویدادهای جهانی مانند مجمع جهانی اسکول، این حوزه را به خط مقدم گفتمان جهانی آوردهاند. در ایران نیز، آکادمی حکمرانی اسماء با همکاری دانشگاه تهران و بنیاد برکت اقدام به برگزاری دورههای تخصصی MBA راهبران اجتماعی کرده است.
- جنبش B Corp: این جنبش جهانی، شرکتهایی را که متعهد به بالاترین استانداردهای عملکرد اجتماعی، زیستمحیطی و شفافیت هستند، تایید میکند. شرکتهای دارای گواهینامه B Corp، مانند Patagonia و Danone North America، ثابت کردهاند که میتوان هم یک کسبوکار بسیار سودآور بود و هم نیرویی برای خیر در جهان. این جنبش یک چارچوب قانونی و عملی برای شرکتهایی فراهم میکند که میخواهند ماموریت اجتماعی خود را در DNA سازمانیشان نهادینه کنند.
- سرمایهگذاری تاثیرگذار: این صنعت به سرعت در حال رشد است و سرمایه را به سمت شرکتها و پروژههایی هدایت میکند که بازدهی اجتماعی و زیستمحیطی قابل اندازهگیری در کنار بازدهی مالی ایجاد میکنند. این بازار، سوخت لازم برای رشد بنگاههای اجتماعی را فراهم میکند و به راهبران اجتماعی امکان میدهد تا ایدههای خود را در مقیاس بزرگ اجرا کنند.

اعداد سخن میگویند: دادههای پشت پرده این انقلاب
این تحول تنها یک تغییر کیفی در نگرش نیست، بلکه با دادههای کمیِ قدرتمندی نیز پشتیبانی میشود.
رشد بازار جهانی سرمایهگذاری تاثیرگذار
سال | حجم تخمینی بازار (میلیارد دلار) | منبع |
۲۰۲۰ | ۷۱۵ | Global Impact Investing Network (GIIN) |
۲۰۲۲ | ۱,۱۶۴ | Global Impact Investing Network (GIIN) |
۲۰۲۴ (پیشبینی) | ۱,۶۰۰+ | The Business Research Company |
۲۰۲۹ (پیشبینی) | ۳,۰۰۰+ | Research and Markets |
رشد جهانی جنبش B Corp
معیار | آمار (اواسط ۲۰۲۵) | نرخ رشد تقریبی (سالانه) |
تعداد شرکتهای B Corp | بیش از ۱۰,۰۰۰ | ~۳۰% |
تعداد کشورها | بیش از ۹۵ | در حال گسترش |
تعداد صنایع | بیش از ۱۶۰ | در حال گسترش |
تعداد کارکنان در شرکتهای B Corp | بیش از ۱,۰۰۰,۰۰۰ | ~۲۵-۳۰% |
این اعداد نشان میدهند که جنبش راهبران اجتماعی از یک حوزهی تخصصی به یک نیروی اصلی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. علاوه بر این، تحقیقاتی مانند نظرسنجی Deloitte از نسلهای جوان (Millennials و Gen Z) به طور مداوم نشان میدهد که این نسلها به شدت به دنبال کار در سازمانهایی هستند که دارای هدفمندی و ماموریت اجتماعی مشخصی باشند. بیشتر آنها «هدفمندی» را برای رضایت شغلی خود حیاتی میدانند و بسیاری حاضرند برای کار در چنین شرکتهایی، حقوق کمتری دریافت کنند. این فشار از سوی بازار استعدادها، شرکتهای سنتی را وادار به بازنگری در مدلهای خود میکند.
جمعبندی: آینده در دستان راهبران اجتماعی است
جهان در یک نقطهی عطف تاریخی قرار دارد. مدلهای اقتصادی و مدیریتی قرن بیستم که موفقیت را تنها با معیارهای مالی میسنجیدند، برای حل چالشهای پیچیده قرن بیست و یکم ناکارآمد و حتا مخرب هستند. راهبران اجتماعی پاسخی به این بحران هستند؛ نسلی از رهبران که هوش تجاری را با خرد اجتماعی ترکیب میکنند.
این مقاله نشان داد که این جنبش جدید بر پایههای مستحکم علمی و آکادمیک بنا شده و توسط زیستبوم قدرتمندی از دانشگاههای برتر، بنیادهای جهانی و یک بازار سرمایه روبهرشد حمایت میشود. راهبران اجتماعی دیگر قهرمانان تنهایی نیستند که علیه سیستم میجنگند؛ آنها معماران یک سیستم جدید هستند. آنها با تفکر سیستمی، توانایی همکاری بینبخشی و تسلط بر ابزارهای نوین اندازهگیری تاثیر و تامین مالی، در حال طراحی مدلهای کسبوکاری هستند که در ذات خود پایدار، فراگیر و ترمیمی هستند.
تاثیر راهبران اجتماعی صرفا به بخش غیرانتفاعی یا بنگاههای اجتماعی محدود نخواهد ماند. اصول فکری آنها به سرعت در حال نفوذ به قلب شرکتهای بزرگ چندملیتی از طریق مفاهیمی چون ESG (محیطزیست، اجتماع و حکمرانی) است. در آیندهی نزدیک، هیچ رهبری نمیتواند بدون درک عمیق از تاثیر اجتماعی و زیستمحیطی سازمان خود، موفق باشد. بنابراین، ظهور راهبران اجتماعی یک گرایش موقت نیست؛ این خودِ آیندهی رهبری است. رهبرانی که این واقعیت را زودتر بپذیرند و خود را به مهارتهای لازم مجهز کنند، نه تنها سازمانهای خود را به سوی موفقیت پایدار هدایت خواهند کرد، بلکه در ساختن جهانی عادلانهتر و زیستپذیرتر نیز نقشی حیاتی ایفا خواهند نمود.
پرسشهای متداول راهبران اجتماعی (FAQ)
یک راهبر اجتماعی دقیقا چه کسی است؟
یک راهبر اجتماعی فردی است که هدف اصلیاش حل چالشهای پیچیده اجتماعی و زیستمحیطی از طریق راهحلهای نوآورانه و پایدار است. این رهبران موفقیت را نه تنها با سود مالی، بلکه با تاثیر مثبت و قابل اندازهگیری بر جامعه و سیاره تعریف میکنند و به طور معمول در مرز بین بخشهای خصوصی، عمومی و مدنی فعالیت میکنند.
تفاوت اصلی یک راهبر اجتماعی با یک مدیرعامل سنتی چیست؟
تفاوت اصلی در هدف و افق دید است. یک مدیرعامل سنتی اغلب بر بیشینهسازی ارزش برای سهامداران در کوتاهمدت و میانمدت تمرکز دارد. یک راهبر اجتماعی بر خلق ارزش برای تمام ذینفعان (جامعه، کارکنان، مشتریان، محیطزیست) در بلندمدت تمرکز میکند و اغلب از «تفکر سیستمی» برای حل ریشهای مشکلات بهره میبرد.
آیا شرکتهایی که توسط راهبران اجتماعی هدایت میشوند، میتوانند سودآور باشند؟
بله، و اغلب حتا پایدارتر. تحقیقات متعدد و موفقیت شرکتهای B Corp نشان میدهد که سازمانهایی با ماموریت اجتماعی قوی، در جذب و حفظ استعدادهای برتر، ایجاد وفاداری در مشتریان و مدیریت ریسکهای بلندمدت موفقتر عمل میکنند. این عوامل در نهایت به عملکرد مالی پایدار و قویتر منجر میشود.
آیا راهبران اجتماعی فقط در سازمانهای غیرانتفاعی فعالیت میکنند؟
خیر. این یک تصور اشتباه رایج است. راهبران اجتماعی در تمام بخشها حضور دارند: در استارتآپهای اجتماعی، در شرکتهای بزرگ چندملیتی که به دنبال پیادهسازی استراتژیهای ESG هستند، در نهادهای دولتی که به دنبال راهحلهای نوآورانه برای خدمات عمومی هستند و البته در سازمانهای غیرانتفاعی.
چهگونه میتوانم به یک راهبر اجتماعی تبدیل شوم؟
مسیرهای مختلفی وجود دارد. تحصیل در برنامههای تخصصی مانند MBA با گرایش تاثیر اجتماعی در دانشگاههای معتبر یک گزینهی عالی است. علاوه بر این، کسب تجربهی عملی از طریق کار در بنگاههای اجتماعی، شرکت در کارگاهها و برنامههای آموزشی آنلاین که توسط نهادهایی مانند آشوکا ارایه میشود، و مطالعهی گسترده در منابعی مانند Stanford Social Innovation Review میتواند بسیار موثر باشد.
در ایران نیز، آکادمی حکمرانی اسماء با همکاری دانشگاه تهران و بنیاد برکت اقدام به برگزاری دورههای تخصصی MBA راهبران اجتماعی کرده است که علاقمندان به مطالعات آکادمیک میتوانند در آن ثبتنام کنند.
فهرست منابع مورد استفاده
- Ashoka: Innovators for the Public. (https://www.ashoka.org)
- B Lab Global. (Certified B Corporation). (https://www.bcorporation.net)
- Deloitte. (2024). The Deloitte Global 2024 Gen Z and Millennial Survey.
- Global Impact Investing Network (GIIN). (https://thegiin.org)
- Harvard Business School. “Social Enterprise Initiative.” (https://www.hbs.edu/socialenterprise)
- Kramer, M. R., & Pfitzer, M. W. (2016). “The Ecosystem of Shared Value.” Harvard Business Review.
- Paine, L. S. (2023). “What Does ‘Stakeholder Capitalism' Mean to You? A Guide to the Four Main Types.” Harvard Business Review.
- Research and Markets. (2025). Impact Investing Global Market Report 2025.
- Schwab Foundation for Social Entrepreneurship. (https://www.schwabfound.org)
- Skoll Foundation. (https://skoll.org)
- Stanford Social Innovation Review (SSIR). (https://ssir.org)
- Yale School of Management. “Program on Social Enterprise.” (https://som.yale.edu/centers/program-on-social-enterprise)
- Identity Leadership ↩︎
- Responsible Leadership ↩︎
- Stakeholder Capitalism ↩︎
- Social Leadership ↩︎
- Systems Thinking ↩︎
- Peter Senge ↩︎
- Cross-Sector Collaboration ↩︎
- Impact Measurement and Management ↩︎
- Social Return on Investment ↩︎
- Impact Investors ↩︎
- Innovative Finance ↩︎
- Social Impact Bonds ↩︎
- Social Venture Capital ↩︎
- Blended Finance ↩︎
- Business Case ↩︎
- Yale School of Management ↩︎
- Harvard Business School ↩︎
- Social Enterprise Initiative ↩︎
- Stanford Graduate School of Business ↩︎
- Social Innovation ↩︎
- Saïd Business School, University of Oxford ↩︎
- Skoll Centre for Social Entrepreneurship ↩︎
- Ashoka ↩︎
- Bill Drayton ↩︎
- Skoll Foundation ↩︎
- Schwab Foundation ↩︎